خرید بک لینک
جایی پشت تمام کوه های دنیا،در یک ساختمان سه چهار طبقه ی قدیمی،توی یکی از بدترین اتاق های آن و روی تخت های دوطبقه آن هم طبقه ی بالا؛بین چند نفر غریبه که هیچکدام برای تو قابل فهم نیستند.....

تازه بدترین قسمت ماجرا اینجاست که بوی عرق و کصافط تمام اتاق را گرفته و تو تنها می توانی با بالشتت خودت را خفه کنی؛اینجا زندگی از کنترل من خارج شده و من تنها تماشاگر زندگی ام بودم!

هر چند می دانم قابل تحمل نیست نه این اتاق نه این خوابگاه و نه این دانشگاه اما باید اعتراف کنم زندگی دقیقا از همین جاهاست که شروع میشه.....دقیقا از همین جاها.....

حداقل اینه که می دونم من واقعی زیر این کالبد مسخره ی دنیا بازنده نبودم هیچ وقت.

الآن دارم سعی می کنم از یه جایی شروع کنم و خب می دونم بهترین نقطه واسه ی شروع پیش خدای مهربونه تا خودش.....

نوشته شده توسط صبا موسوی در یکشنبه ۱۳۹۶/۰۳/۲۸ |

برچسب: خدایا,شکرت, نویسنده: سینا کاشفی تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 8:54

صفحه بندی