چشم باز کردم،تو رفته بودی...
دلخوش نیستم به این لحظه ها به غوغای ستارگان به عطش نور برای نشان دادن اجسام به اتفاقی دیدنت توی کوچه...
آخ که چه حرف هایی که توی گوشت نگفتم،
می روم و چمدانم را هم می برم یک چمدان خالی
از هر گونه نفرت فراموشی حتی از کلیشه ای ترین عبارات
پ.ن:تو را من چشم در راهم.
برچسب: ساده مثل لبخند,ساده مثل بچگی,ساده مثل نامه,ساده مثل زندگی,ساده مثل آب,ساده مثل بوی پاک اطلسی,ساده مثل,ساده مثل باران,ساده مثل یک واج,ساده بودی مثل سایه,
نویسنده: سینا کاشفی